آيا مي داني کدام يک از مردم داناترند؟ گفت : خدا [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ خطاب به ابن مسعود ـ]
کل بازديدها:----11580---
بازديد امروز: ----10-----
بازديد ديروز: ----2-----
درددلهاي دخترتنها

 

نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
دوشنبه 8/5/1386 ساعت 3:3 عصر

بسه ديگه ديونه گريها اي دل ديونه


           قدر تو را جز من تو زمونه کسي نميدونه


چشماتو خوب وا کن دل محزون دنيا همش رنگه


تا جوني تو اين زمونه هرکسي باتو مهربونه


وقتي امد خزون پيري کي ميگيره از تو نشونه


بشنوازمن نصيحت من دل غمين من


مشو عاشق که عاقبت غم بود کمين من


مخور اي دل فريب هرکس اگر تو ميخواهي


که نشيندزحسرت وغم روي لب اهي


تا جوني تو اين زمونه هرکسي باتو مهربونه


وقتي امد خزون پيري کي ميگيره از تو نشونه


All Our Love All Our Love 
All Our Love All Our Love 
All Our Love All Our Love 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
دوشنبه 8/5/1386 ساعت 12:50 عصر

 

توي دنيا چي مي خواي به پات بريزم همه


هستيمو من به سرا



پات بريزم لب پر خنده مي خواي بيا لبهام مال تو


چشم پر گريه



مي خواي هر دو چشمام مال تو بيا تا برات بگم


من وجودم مال تو



بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازيچه


مي خواي بيا قلبم



مال تو اگه رودخونه مي خواي سيل اشکام مال


تو چرا من بي تو



بمونم نمي دونم نمي تونم واسه ي زندگي


کردن تو را مي خوام



خوب مي دونم تو بدون عشقم تو هستي برا من


زندگي هستي تو



بدون عشقم تو هستي برا من زندگي هستي


 


 


 






دلم براي کسي تنگ است
که چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي دريا مي دوخت
و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند
دلم براي کسي تنگ است
کسي که خالي وجودم را از خود پر مي کرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم براي کسي تنگ است
کسي که بي من ماند
کسي که با من نيست
دلم براي کسي تنگ است
که بيايد
و به هر رفتني پايان دهد
دلم براي کسي تنگ است
که آمد
رفت
...... و پايان داد
کسي ....
کسي که من هميشه دلم برايش تنگ مي شود


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
پنجشنبه 4/5/1386 ساعت 6:12 عصر

ميلاد با سعادت حضرت اميرالمومنين (ع) بر همگان مبارک باد!



علي را چه بنامم؟

علي را چه بخوانم؟

ندانم ، ندانم

ثنايش نتوانم ، نتوانم



علي دست خدا بود

علي مست خدا بود

علي را چه بنامم؟

علي را چه بخوانم؟

ندانم ، ندانم

ثنايش نتوانم ، نتوانم



خدا خواست که خود را بنمايد 

در جنت خود را برخ ما بگشايد 

علي ره به همه خلق نشان داد 

علي رهبر مردان صفا بود

علي آينه ي پاک خدا بود 

علي را چه بنامم؟

علي را چه بخوانم؟

ندانم ، ندانم

ثنايش نتوانم ، نتوانم




علي گر چه خدا نيست

وليکن ز خدا نيز جدا نيست

برو سوي علي تا که وفا را بشناسي

ببر نام علي تا که صفا را بشناسي 

اگر آينه خواهي که به بيني رخ حق را

علي را بنگر تا که خدا را بشناسي 

چه گويم سخن از او؟ که نگنجد به بيانم

ندانم که سخن را به چه وادي بکشانم؟

ندانم ، ندانم

ثنايش نتوانم ، نتوانم



علي مرد حقيقت

علي شاه طريقت

علي مرهم دلهاي خراب است

ره کوي علي راه صواب است

علي را چه بنامم؟

علي را چه بخوانم؟

ندانم ، ندانم

ثنايش نتوانم ، نتوانم


----------------------------------------------------------------



    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [29/8/1386- 12:24 ص] چهل شب
    [28/8/1386- 6:49 ع] نامه
    [25/8/1386- 3:18 ص] بعضى وقتا
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • آواي آشنا

  •