آن که خود را پيشواى مردم سازد پيش از تعليم ديگرى بايد به ادب کردن خويش پردازد ، و پيش از آنکه به گفتار تعليم فرمايد بايد به کردار ادب نمايد ، و آن که خود را تعليم دهد و ادب اندوزد ، شايسته‏تر به تعظيم است از آن که ديگرى را تعليم دهد و ادب آموزد . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----11579---
بازديد امروز: ----9-----
بازديد ديروز: ----2-----
درددلهاي دخترتنها

 

   1   2      >
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
پنجشنبه 11/5/1386 ساعت 7:30 عصر

 



خدايم آه اي خدايم
آه اي خدايم
صدايت ميزنم بشنو صدايم
شکنجه گاه اين دنياست جايم
به جرم زندگي اين شد سزايم
آه اي خدايم بشنو صدايم
مرا بگذار با اين ماجرايم
نمي پرسم چرا اين شد سزايم
آه اي خدايم بشنو صدايم
گلويم مانده از فرياد و فرياد
ندارد کز غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پيچيده سوگند
به گل هاي به خون غلتيده سوگند
به مادر سوگوار جاودانه
که داغ نوجوانان ديده سوگند
خدايا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشي درگذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خار است
خدايم اي پناه لحظه هايم
صدايت ميزنم با گريه هايم
صدايت ميزنم بشنو صدايم
الهي در شب فقرم بسوزان
ولي محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روي محتاجان مگردان
الهي کيفرم را ميپذيرم
که از تو ذات خود را پس بگيرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
براي عشق و آزادي بميرم
خدايم اي پناه لحظه هايم
صدايت ميزنم با گريه هايم
صدايت ميزنم بشنو صدايم


    


ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکنندت.


نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . توتنها نيستي .


تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،




ومرگ که بدوني برميگردي پيشم.



 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 8:26 عصر


به هنگام جدايي هرکسي انديشه اي دارد


جدايي دست بي رحمي ست در تاراج دلتنگي


يکي شاد است از راهي شدن تا شهر روياها


يکي همچون شقايق غرق در امواج دلتنگي


يکي هنگام رفتم هيچ نشناسد سر از پايش


يکي ديگر دلش خون ست و در دل خنجري دارد


يکي مشتاق رفتن بهر ديدار عزيزانش


يکي از شوق مي خندد يکي پيوسته ميبارد


يکي خرسند از دل کندن است و تشنه ي رفتن


يکي حيران و سرگردان خيال ديگري دارد


يکي با چهره ي آرام ميگويد خداحافظ


يکي ديگر سکوتش ارزش والاتري دارد


يکي وقت جدايي طاقتش کم ميشود اما


يکي بر شانه هاي خسته اش کوه غمي دارد


خداوندا جدايي را ز راه بندگان بردار


تو مي داني جداگشتن چه درد مبهمي دارد



دلم گرفته و غمگينم,غمگين از اين همه بي اعتنايي و بي توجهي!


خسته ام,خسته از اينهمه سعي و تلاس براي هيچ!


تو نه غم درونم را ميبيني و نه خستگي چهره ام را,چهره اي که در جواني پير گشته. اين تن خاکي بيش از اين تاب و توان ندارد کاش ميفهميدي!


ميفهميدي خسته و غمگين گشته ام!


من زندگيم را پاي آرزوهايم گذاشته ام ولي افسوس که سرنوشت قصه ديگري را براي من قلم زده است,قصه اي تلخ و پر از تنهايي.


نميدانم تا کي بايد در آرزوي چشمان تو ستارهاي جاده را موا کنم و چه طولانيست اين شب هاي بي ستاره ي جاده زندگيم




سکوت مرز تنهايي من است.


حرف هايم را که در سکوت نهفته بر لب بشنو.


مگذار زمزمه شود.


فرياد شود.


طبل شود.


بگذار معصومانه در دل آهنگ شود.


حرف شود.


آه شود....


با سکوت شبانه هم رنگ شود.


سکوتم را بشنو.


درپس گريه هاي شبانه ام .


آن گاه که تنهايم ....


سر بر زانو....


خود را ميان تاريکي و غم گم کردم.


آن جا سکوتم را بشنو.


و اين سکوت براي تو مي خواند.


براي تو مي ماند.


در دل نگه دارش.


بگذار خاموش بماند.


سکوت درنگاهم پيداست.


نگاه عاشقانه ي هر روز.


نگاهم تا ابد عاشقانه از ان تو باد.


و سکوتم عاشقانه پر از حرفست.


اما ديگر سخن نخواهد گفت....


صدا نخواهد داشت.


سکوتم را بخوان........


و با نام خدواندي به من اشاره کن.


به من اشاره کن



The lord is righteous in


all his ways and loving toward


all he has made. The lord is


near to all who call on him to


all who call on him in truth


you can do something once


you have prayed but you can do


nothing until you have prayed


خدا به هر آنچه خلق کرده عشق مي ورزد


و درتمام کارهايش به مصلحت آنان


مي انديشد خدا به تمام کساني


که او را مي خوانند نزديک است. به تمام


آنان که صادقانه به خود مي خوانندش.


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 7:1 عصر

 

نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميکنم


گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميکنم


دستت به دست ديگري از اين گذشته کار من


اما نميدانم چرا دارم حسادت ميکنم


گفتي دلم را بعد از اين دست کس ديگر دهم


شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت ميکنم


رفتم کنار پنجره ديدم تو را با ديگري


چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميکنم


من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري


دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميکنم


تو التماسم مي کني جوري فراموشت کنم


با التماس ولي تو را به خانه دعوت ميکنم


گفتي محبت کن برو باشد خداحافظ ولي


رفتم که تو باور کني دارم محبت ميکنم


www.gisha.sub.ir (21).jpg


تمام خواهشم از درد تنهايي است باور کن


 


تمام هستي ام يک قلب رويايي است باور کن


 


به يادت مي نويسم تا دوباره باز گردي


 


که کوچه بي تو در بن بست تنهايي است باور کن


 


تمام دفترم بغض حضور واژه ها گرديد


 


و شعر رفتنم مرگي اهورايي است باور کن


 


در اين غربت پرم از هاي و هوي تلخ تنهايي


 


سکوتم ، ناله ام ، بغضم تماشايي است باور کن


 


نمي دانم به ياد روزهاي درد خواهي بود


 


و ايام پر از اندوه ، فردايي است باور کن


 


ندانستم که تو معناي بودن را نمي داني


 


و قلبت پر زرنگ و عشق هر جايي است باور کن


 


پس از تو انتظارم ، اعتبارم مي رسد پايان


 


و اين انجام عشقي پاک و شيدايي است باور کن


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 6:26 عصر

1www.myshaparak.coo.ir (2).jpg


 


نيستي اينجا تا ببيني
آسمون نداره خورشيد
وقتي رفتي اشک ابرها
روي شيشه ها ميپاشيد


لحظه هاي بي تو بودن
لحظه هاي سخت و کشدار
روزهاي نبودن تو
همه غصه، همه تکرار


يادته گفتي عزيزم
اين سفر هميشگي نيست
گفتي منتظر نموندن
رسم عاشق پيشگي نيست


حالا منتظر نشستم
پشت شيشه هاي سنگي
واسه من هيچ چي تو دنيا
نداره بي تو قشنگي


ميدونم هنوز تو قلبت
داره عشق من يه جايي
منتظر ميمونه اين دل
تا که از سفر بيايي


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 6:8 عصر


تو هر چه قدر که خواهي دل منو بسوزون
برو هر اسبي داري براي من بتازون
آخه قيامتي هم توي کاره
خدا پرده ز کارت بر ميداره
يه روز در محضر عدل الهي
بهت ثابت ميشه که رو سياهي

بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را
بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را

اگه مقصر من باشم ميرم جهنم
روحم ميشه با آتش سوزنده همدم
ولي مي دونم جاي من توي بهشته
خدا تو قلبم اين معما رو نوشته

بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را
بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را

خوب مي دونم روز قيامت از کرده ات داري ندامت
بايد که يک عمري نمايي در آتش دوزخ اقامت
خوب مي دونم روز قيامت از کرده ات داري ندامت
بايد که يک عمري نمايي در آتش دوزخ اقامت

بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را
بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را

تو هر چه قدر که خواهي دل منو بسوزون
برو هر اسبي داري براي من بتازون
آخه قيامتي هم توي کاره
خدا پرده ز کارت بر ميداره
يه روز در محضر عدل الهي
بهت ثابت ميشه که رو سياهي

بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را
بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را

اگه مقصر من باشم ميرم جهنم
روحم ميشه با آتش سوزنده همدم
ولي مي دونم جاي من توي بهشته
خدا تو قلبم اين معما رو نوشته

بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را
بس که تو آزردي مرا  هرگز نمي بخشم تو را

    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 11:46 صبح

سايت اصلي www.gisha.sub.ir  و www.gisha.c


بسه ديگه تنهايي تو اين قفس


بسه اين قفس بدون هم نفس


ديگه بسه تشنگي بدون آب


خوردن فريب و نيرنگ سراب


واسه هرکي دل من تنگ ميشه


تا مي فهمه دلش از سنگ ميشه


دوستي از رو زمين پاک شده


مردي و مردونگي خاک شده


هر کي تو فکر خودشه تو اين زمون


تو نخ آب يخ و گرمي و نون


بايد حرف دلمو گوش کنم


همه دنيا رو فراموش کنم


دستمو بلند کنم به آسمون


خودمو رها کنم از اين و اون


دلمو جدا کنم از آدما


سينمو پر کنم از ياد خدا


ديگه بسه ديگه بسه انتظار


ابر رحمت به سر دنيا ببار


شب تار شب تار شب تو


آسمون، خورشيد و بردار و بيار


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 10/5/1386 ساعت 1:0 صبح


يار سفر کرده ي من


منو ببر از اين ديار


دلتنگم از دوريه تو


بي تو منم يه بي قرار


واسه دل خسته ي من


 مرحم ياد تو بسه


تو اين روزاي شب زده


چشمات واسم همه کسه


             


سخته بخواي همه ي دردهاتو توي چند تا جمله خلاصه کني


همه ي دردهاتو شکل حرف دربياري,حرفا رو شکل کلمه...



کلمه پيدا نکردن براي گفتن بغضت سخته...


زندوني کردن اين همه فکر توي چارديواري مغزت سخته


مجبورم بنويسم...اين جا



براي دفن کردن حرفام,دردام,بغضم...


فقط به خاطر اينکه خفه نشم...من بازم دلم گرفته


 


             


 


    نظرات ديگران ( )
   1   2      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [29/8/1386- 12:24 ص] چهل شب
    [28/8/1386- 6:49 ع] نامه
    [25/8/1386- 3:18 ص] بعضى وقتا
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من