
توي يک قصر خيال
من بودم و تو بودي و خاطرها
آرزوهامون زياده
خواستني هامون بيشمار
سقف اين قصر خيالي
جنسش از خداخدا شدناست
درو ديوارش همه
جنسش ازخوبي هاست

اگه از خدا يه چيزي خواستي خدا بهت داد
بدون که کلي تو رو دوست داره
اگه از خدا يه چيزي خواستي خدا بهت نداد
بدون که مي خواد يه چيزه بهتر بهت بده
اگه از خدا يه چيزي خواستي خدا بهت گفت صبر کن
بدون که خدا کلي برات برنامه داره
حالا اگه از خدا يه چيز خواستي خدا
نه بهت داد نه مي خواد يه چيزه بهتر بهت بده
نه بهت گفت صبر کن اونوقت چي؟
فکر کنم ميخواد يه چيزيو بهت بگه... خوب گوش کن...


کجاي اين شهرغريب پنهون ميشي خورشيدکم
پشته کدوم سد سکوت پر ميکشي چکاوکم
چرا به من شک ميکني من که منم براي تو
لبريزم از عشق تو سرشارم از هواي تو
گريه نميکنم نرو اه نميکشم بشين
حرف نميزنم بمون بقض نميکنم ببين
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
اگر چه من به چشم تو کمم قديميم گمم
اتشفشان عشقمو درياي پر تلاطمم
گريه نميکنم نرو اه نميکشم بشين
حرف نميزنم بمون بقض نميکنم ببين