ايمان آن است که راستى را بر گزينى که به زيان تو بود بر دروغى که تو را سود دهد ، و گفتارت بر کردارت نيفزايد و چون از ديگرى سخن گويى ترس از خدا در دلت آيد . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----11579---
بازديد امروز: ----9-----
بازديد ديروز: ----2-----
درددلهاي دخترتنها

 

نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
چهارشنبه 28/6/1386 ساعت 2:58 عصر








تو برفتي و بخفتي و نگفتي که منم بي تابت
آهي کشيدم شعله ور تر شدم از مرگت


من بمردم و بماندم ز فراق جان کاهت
کاش مي مردم و نمي ديدم دوري سختت


 











 


آن سان که خواهرم را در خاک کردند
هزار ضجه و فرياد زدم من
از بديها  گسستي به خوبيها رسيدي
نکردي رحم بر اين حال بيمار و زارم
خوبيهايت تا  آخر عمر مانده بر يادم


تمام آرزوها  از دلم را  پاک کردند
که نگذاريد در آغوش خاک همدم من
مرا با چشم گريان و دل سوزان  وارهيدي
هر روز براي ديدن و آغوش گرمت گرفتم ماتم


                 (نويسنده سارينا سادات)به ياد النازم


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
سه‏شنبه 27/6/1386 ساعت 4:34 عصر

  سلام به همه عزيزان و دوستان مهربانم که در اين مدت من را تنها نگذاشتندو با کلام شيرنشنون مرحم دل زخم خورده ي من بودند


ممنون و سپاس از باران عزيز مدير مسئول وب لاگ فلورانس براي پست زيبايي که براي النازم اختصاص دادند.....



 


                        مرا با خود ببر............


النازم هر جا ميري مرا نيز با خود ببر....


نگذار در سکوت تلخ زندگي تنها بمانم.نگذار که در خلوت تاريک زندگي


در گوشه اي بنشينم و به نواي غمگين چشمانم گوش کنم........


هرجا ميروي اگر دوستم ميداري مرا با خود ببر.......


به سفر ميروي مرا همسفرخود بدان.به روياها ميروي مرا نيزروياي خودت بدان.......


نگذار که احساس کنم تنهايم...


نگذار که همسفرمن تنهايي ها باشند و همزبانم سکوت تلخ زندگي!


هرجا که ميروي اين دل بي طاقتم را که مجنون توهست تنها نگذار!!!


دلي که هميشه براي توبوده و هست ..


به من نگو که قلبم هميشه در کنارت هست و هيجگاه احساس دوري از


مرا نميکني.اينها همه يک قصه است!من حقيقت را ميخواهم .وحقيقت زندگي تويي..وجود پرمهر تو


هرجا که ميروي. مرا نيز با خود ببر. مرا تنها نگذار..مراروانه ي دشت تنهايي نکن


           (نويسنده سارينا سادات)


                                               براي شادي روح خواهرم(ف ص)


 



    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
يکشنبه 25/6/1386 ساعت 6:9 عصر

رفتي و باز نيومدي عزيز من حيف تو بود


 


بشکنه دست سرنوشت عزيزمو ازم ربود


 


حيفه که تو نباشي و من بسوزم به آتيشت


 


اگه نميتوني بياي بذار که من بيام پيشت


 


تو مال من بودي ولي خدا تورو ازم گرفت


 


اونکه نيازي نداره چرا تورو ازم گرفت؟


 


* * *


 


همه ميگن که جات خوبه رفتي آخه پيش خدا


 


طاقت نداشتي بموني ميون اين آدم بدا


 


تکليف من پس چي ميشه؟ چه جوري طاقت بيارم؟


 


عاشق چشمونت شدم ولي چشاتو ندارم


 


کلاهتو قاضي بکن ببين کي بي وفا تره


 


بين دلاي ما دوتا کدوم يکي دربه دره؟


 


اينا همش درد دله فکر نکني شکايته


 


خوب ميدونم مشکل من نداشتن سعادته


 


شايد که لايق نبودم باشي کنارم  تا ابد


 


اما به چشمونت قسم عاشقتم چه خوب چه بد


 


* * *


 


کاشکي ميشد عوض کنيم جاهامونو با همديگه


 


لک زده دل براي مرگ ،اينو خود دلم ميگه


 


کاشکي که وقتي داشتمت قدرتو دونسته بودم


 


بيشتر از اين ميخواستمت اما نتونسته بودم


 


نشد يه بار بهت بگم قدخدا دوسِت دارم



 


هزارويک شب هم شده ميام سر مزار تو


 


شايد که بعد مردنم بيام بهشت کنارتو


 


شايد که همسايه بشيم مهمون قصرتو باشم


 


شايد که بعد مردنم ديگه ازت جدا نشم


 


يه جاي دنج و تاريک روي اين زمين هست که مردم بهش ميگن


 


"قبرستون"


 


ولي براي من مقدس ترين جاي زمين به حساب مياد.


 


چون وعده گاه من و النازم اونجاست.چون تنها جائيست که


 


مي تونم جسم النازم رو احساس کنم.


 


راستي غير از من کسي هم هست که جواب سلامش رو از


 


زير خاک بشنوه؟


(نويسنده سارينا سادات)


 


براي شادي روح النازم(ف ص)


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: ساريناسادات به يادخواهرم النازسادات
يکشنبه 25/6/1386 ساعت 1:9 عصر

سلام به همه ياوران وبلاگ دخترتنها


 


  خيلي خيلي ممنونم ازکلبه ي احزان عزيزبااون کار زيبايي که در وب لاگشون انجام دادن


 


براي زنده نگه داشتن ياد خواهر ناکامم الناز سادات


      از همه عزيزاني که  لطف بي دريغ خودشون رو ارزاني اين


 


       وبلاگ کرده اند بنده وار سپاسگزاري مي کنم.


 


اين وب لاگ متعلق به خواهرم الناز سادات مهربونم بود که الان 10 روزه پيش خداپر کشيدو رفت


 


النازم خيلي وب لاگش و دوست داشت...دلم ميخواد من راه خواهر گلم را ادامه بدم


و نزارم بعد از رفتنش وب لاگش هم فراموش بشه


سعي ميکنم از تمام دست نوشته هاي خود النازم در اين وب استفاده کنم


باز هم مثل هميشه با نظرهاي پرمهرخود من را در اين راه ياري کنيد.........


براي شادي روح خواهرم الناز سادات (ف ص)


 


نويسنده...ساريناسادات..



 


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [29/8/1386- 12:24 ص] چهل شب
    [28/8/1386- 6:49 ع] نامه
    [25/8/1386- 3:18 ص] بعضى وقتا
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • آواي آشنا

  •