الهي!الهي!
رمضان گذشت و ما نگذشتيم....فطر آمد و ما نيامديم...
آنچه فرمودي تقصير کرديم و به آنچه باز داشتي رو کرديم
با اين کردار زشت ، تمناي بهشت...؟
الهي!
نه در بندم نه آزادم...
از خود رنجور و از تو دلشادم...
از زندگاني خود در عذابم...گويي که بر آتش کبابم...نه خورد پيدا نه خوابم...
در ميان دريا تشنه آبم...از آنکه از خود در حجابم...
منتظرم... تا کي رسد جوابم...
الهي!
سگ را بار است و سنگ را ديدار...
گر من ز سگ و سنگ کم آيم عار است...